سديد الدين محمد عوفى
499
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و عشر بدهم ، آنگاه دست به انگور خود « 1 » برم . نوشروان چون اين سخن بشنيد بگريست و گفت : آن پادشاه ظالم و ستمگار منم و اكنون به سبب ديانت تو از خواب غفلت بيدار شدم و خراج « 2 » به تو بخشيدم و عهد كردم كه بعد ازين « 3 » بر هيچ آفريده ظلم نكنم و توبه كردم ، و بساط عدل در بسيط جهان بگسترد « 4 » . و اگر مصطفى صلعم « 5 » در عهد اول « 6 » متولد شده بودى هرگز اين حديث نفرمودى ، و حال رعيت نوشروان با آنكه گمراه بودند اندر امانت چنان بودند ، و اندرين عهد ما جماعتىاند كه من « 7 » ايشان را به كار مىدارم « 8 » و مالهاى مسلمانان مىستانند و بر ايشان ظلم مىكنند و چون وقت مطالبه آيد شما « 9 » را زحمت مىدهند تا شما ما را شفاعت كنيد ، و خواهند كه بدين طريق مال « 10 » ببرند ، مولانا درين باب چه فرمايد و مرا با ايشان چه بايد كرد ؟ خواجهء اعظم « 11 » ابو المؤيد رحمة اللّه عليه « 12 » گفت : زحمت دادم ، برخاست و برفت و مىگفت : كلام الملك ملوك الكلام ، راست گفتهاند كه سخن ملوك ملك سخنها باشد « 13 » . چون به وثاق خود بازآمد محمد موىدوز به خدمت
--> ( 1 ) - مپ 2 - خود ( 2 ) - مج + تو ( 3 ) - متن و بنياد + از هيچ كس عشر زيادت نستانم ، مج + از كسى از عشر زيادت نستانم ( 4 ) - مپ 2 - و بساط عدل در بسيط جهان بگسترد ( 5 ) - مپ 2 و مج : عليه السلام ( 6 ) - مج : اول عهد او ( 7 ) - مپ 2 : ما ( 8 ) - مج : مر ايشان را بركارى كنم ، مپ 2 : مىداريم ( 9 ) - مج + بزرگان ( 10 ) - مج + من ( 11 ) - مپ 2 : امام ، مج - خواجه اعظم ( 12 ) - مپ 2 و مج و بنياد - رحمة اللّه عليه ( 13 ) - مپ 2 و مج - راست گفته . . . سخنها باشد .